اهل تسنن و لعن یزید
41 بازدید
تاریخ ارائه : 5/6/2014 8:02:00 AM
موضوع: کلام

اهل تسنن درباره لعن یزید چه نظری دارند؟

حادثه کربلا در میان اهل تسنن موجى ایجاد کرد که زبان و قلم
دانشمندان آنان گاه ناخواسته و زمانى با شجاعت به توصیف وتجزیه و تحلیل آن پرداخته
است.

شوکانى در کتاب «نیل الاوطار»

شوکانى در کتاب «نیل الاوطار»در رد بعضى از سخنوران دربارى مى‏ گوید: به تحقیق عده ‏اى از اهل ‏علم افراط
ورزیده، چنان حکم کردند که: «حسین(ع)نوه پیامبر که خداوند از او راضى باشد.
نافرمانى ‏یک آدم دائم الخمر را کرده و حرمت‏ شریعت‏ یزید بن معاویه را هتک ‏کرده
است.» خداوند لعنتشان کند، چه سخنان عجیبى که از شنیدن‏ آنها مو بر بدن انسان راست
مى ‏گردد.

تفتازانى در کتاب «شرح العقاید»

تفتازانى در کتاب «شرح العقاید» مى‏ نویسد:حقیقت این است که
رضایت‏ یزید به قتل حسین(ع)و شاد شدن اوبدان خبر و اهانت کردنش به اهل‏بیت
پیامبر(ص)از اخبارى است که‏ در معنى متواتر است; هر چند تفاصیل آن متواتر نیست.
درباره‏ مقام یزید بلکه درباره ایمان او که لعنت‏ خدا بر او و یارانش‏ باد. توافقى
نداریم.

جاحظ

جاحظ مى‏ گوید: منکراتى
که یزید انجام داد، یعنى قتل حسین(ع)وبه اسارت گرفتن زن و فرزند او و ترساندن اهل
مدینه و منهدم‏ ساختن کعبه، همه اینها بر فسق و قساوت و کینه و نفاق و خروج ازایمان
او دلالت مى‏کند. بنابراین، یزید فاسق و ملعون است و کسى که از لعن او
جلوگیرى‏ کند، نیز ملعون است.

ابن حجر هیثمى مکى در کتاب «الصواعق المحرقه‏»

ابن حجر هیثمى مکى در کتاب «الصواعق المحرقه‏» مى‏نویسد:
پسرامام حنبل در مورد لعن یزید از وى پرسید. احمد در جواب گفت: چگونه لعنت نشود
کسى که خداوند او را در قرآن لعن کرده است.

آنجا که مى‏ فرماید: «فصل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فى الارض و
تقطعوا ارحامکم‏ اولئک الذین لعنهم‏ الله‏» و چه مفاسدى و قطع رحمى از آنچه
یزیدانجام داد، بالاتر است؟!

عبدالرزاق مقرم در کتاب «مقتل الحسین‏»

عبدالرزاق مقرم در کتاب «مقتل الحسین‏» مى‏گوید: به تحقیق‏ گروهى
از علما از جمله قاضى ابویعلى و حافظ ابن الجوزى وتفتازانى و سیوطى در مورد کفر
یزید نظر قطعى داده‏ اند و باصداقت تمام لعن او را جایز شمرده‏ اند.

مولف کتاب «شذرات الذهب‏» مى‏ نویسد: در مورد لعن یزید، احمدبن
حنبل دو قول دارد که در یکى تلویح و در دیگرى تصریح به لعن‏ او مى‏کند. مالک و
ابوحنیفه نیز هر کدام هم‏ تلویحا و هم تصریحایزید را لعنت کرده‏ اند; و به راستى چرا
این‏گونه نباشد و حال‏ آنکه او فردى قمار باز و دائم الخمر بود.

شیخ محمد عبده

شیخ محمد عبده مى‏گوید:
هنگامى که در دنیا حکومت عادلى وجوددارد که هدف آن اقامه شرع و حدود الهى است و در
برابر آن‏ حکومتى ستمگر است که مى‏ خواهد حکومت عدل را تعطیل کند، بر هرفرد مسلمانى
کمک کردن حکومت عدل واجب است; و از همین باب است‏ انقلاب امام حسین که در برابر حکومت‏ یزید
که خدا او را خوارکند. ایستاد.

سبط بن جوزى

از سبط بن جوزى در مورد لعن یزید پرسیده شد. او در جواب گفت:
احمد حنبل لعن او را تجویز کرده است، ما نیز به خاطر جنایاتى‏ که درباره پسر دختر
رسول خدا مرتکب شد، او را دوست نداریم; واگر کسى به این حد راضى نمى‏ شود، ما هم
مى‏گوییم اصل، لعنت کردن‏ یزید است.

امام شافعى

حادثه کربلا چنان در قلوب نفوذ کرد که بسیارى از بزرگان
اهل‏ تسنن آن را در قالب شعر مطرح ساخته، اندوه خویش را ابرازکردند. امام شافعى که
در دوستى اهل‏بیت زبانزد است. درباره‏ نهضت کربلا چنین سروده است:

قتیل بلا جرم کان قمیصه صبیغ بماء الارجوان خصیب نصلى على
المختار من آل هاشم و نوذى بنیه ان ذاک عجیب لئن کان ذنبى حب آل محمد(ص) فذلک ذنب
لست عنه اتوب هم شفعائى یوم حشرى و موقفى و بغضهم للشافعى ذنوب

حسین(ع)کشته‏ اى بى گناه است که پیراهن او به خونش رنگین شده
وعجب از ما مردم آن است که از یک طرف به آل پیامبر درودمى‏ فرستیم و از سوى دیگر
فرزندانش را به قتل مى‏ رسانیم و اذیت‏ مى‏کنیم!

اگر گناه من دوستى اهل‏بیت پیامبر است، پس من هیچ‏گاه از
آن‏ توبه نمى‏ کنم. اهل‏بیت پیامبر(علیهم السلام)در روز محشر شفیعان من هستند واگر
نسبت‏ به آنان دشمنى داشته باشم، گناهى نابخشودنى است.

منبع:خبرآنلاین